Sponsored
Sponsored
Free Edition
Verified Content
حدیث مرده بر دار کردن آن سوار که خواهد آمد
Overview
حدیث مرده بر دار کردن آن سوار که خواهد آمد، به روایت خواجه ابوالمَجد محمدبن علیبن ابوالقاسم وَرّاق دبیر
داستان با روایتی آغاز میشود که مردم شهری، هر روز قبل از طلوع آفتاب اسبی سیاه را آماده و به دروازه شهر میبرند تا اگر سوار (منجی) آمد، بر آن سوار شود. و هر روز غروب، این اسب را به جای خود برمیگرداندند...
هوشنگ گلشیری درباره این اثر گفته است: «تحریر اول این داستان را در ۱۳۵۵ نوشتم. چاپ آن همان سالها امکانناپذیر بود و این خود شاید توفیقی بود، چرا که بخش برنشستن بر اسب در نسخه اول خلاصه آمده بود. در تحریرهای بعدی قسمتهایی بر آن افزوده شد و نیز چیزهایی اینجا و آنجا٬ اما استخوانبندی همان بود که بود. در مورد نثر، حرف بسیار است که چه کردهام یا چه میخواستهام بکنم. به هر صورت٬ به صوابدید ناشر قرار بود لغتنامهای به آن افزوده شود. این را میگذاریم برای چاپ بعدی٬ بدین امید که یکی از اساتید بر من منت گذارد و خودش بر آن بنگارد همانگونه که بر کتب قدیم٬ یا اگر حوصلهای پیدا شد چنین کاری خواهم کرد که البته به درازا خواهد کشید و ... روایت بر آن افزوده خواهد شد از نسخه بدلها و غیره. خلاصه اینکه فعلا همین است که هست و گمان من این است که به هر صورت نثر میتواند راهگشا باشد تا دیگران یا به قول بوالمجد کاتبان دیگر در این راه چه کنند٬ ما که کار خود کردیم واین دفتر را همینجا میبندیم و دنبال راه دیگری میرویم تا دیگران چه بگویند و چهها کنند.»
همچنین در پشت جلد این کتاب آمده است: این حکایت ابوالمجد وراق به وصف تصویر ابتدا کرده است٬ از پس نعمت خدا و رسول و ائمه٬ آنگاه که گوید: «هر چه رفت بدین دور یا حادث خواهد شد به دور آن که این حدیث بخواند همه سخن از اوست و از خیر و شر و بدو نسبت باید کرد.» و اما وصف آن نقش به ایجاز آورده است٬ چه مردمان دور را اشارتی بسنده میبود٬ گو که از خم طرهای میگفت یا نمیگفت٬ اما راقم این دور پوستباز کرده و به شرح خواهد گفت٬ چه سکه سخن را هر دوری به نامی میزنند٬ مصلحت خلق را٬ که سخن بوالمجد یا بوالفضلی بدان طرز و تکلف٬ و آن ایجاز و صناعت٬ و آن همه تلمیحات و ملمعات هیچ عاقلی نخرد. و این طرز که ما خواهیم نهاد به ضرورت احتمال ابنای زمانه است، گو که راوی این دور ما باشیم یا نه. و از پس ما راویان هر دور خود دانند که این حدیث چگونه بایست گزارد و هر قصه به چه طرز بایست نوشت. پس ابتدا کنیم به وصف آن نقش و آنگاه بر سر قصه خواهیم شد، و او بهترین است به جمال و جلال و نطق.»
داستان با روایتی آغاز میشود که مردم شهری، هر روز قبل از طلوع آفتاب اسبی سیاه را آماده و به دروازه شهر میبرند تا اگر سوار (منجی) آمد، بر آن سوار شود. و هر روز غروب، این اسب را به جای خود برمیگرداندند...
هوشنگ گلشیری درباره این اثر گفته است: «تحریر اول این داستان را در ۱۳۵۵ نوشتم. چاپ آن همان سالها امکانناپذیر بود و این خود شاید توفیقی بود، چرا که بخش برنشستن بر اسب در نسخه اول خلاصه آمده بود. در تحریرهای بعدی قسمتهایی بر آن افزوده شد و نیز چیزهایی اینجا و آنجا٬ اما استخوانبندی همان بود که بود. در مورد نثر، حرف بسیار است که چه کردهام یا چه میخواستهام بکنم. به هر صورت٬ به صوابدید ناشر قرار بود لغتنامهای به آن افزوده شود. این را میگذاریم برای چاپ بعدی٬ بدین امید که یکی از اساتید بر من منت گذارد و خودش بر آن بنگارد همانگونه که بر کتب قدیم٬ یا اگر حوصلهای پیدا شد چنین کاری خواهم کرد که البته به درازا خواهد کشید و ... روایت بر آن افزوده خواهد شد از نسخه بدلها و غیره. خلاصه اینکه فعلا همین است که هست و گمان من این است که به هر صورت نثر میتواند راهگشا باشد تا دیگران یا به قول بوالمجد کاتبان دیگر در این راه چه کنند٬ ما که کار خود کردیم واین دفتر را همینجا میبندیم و دنبال راه دیگری میرویم تا دیگران چه بگویند و چهها کنند.»
همچنین در پشت جلد این کتاب آمده است: این حکایت ابوالمجد وراق به وصف تصویر ابتدا کرده است٬ از پس نعمت خدا و رسول و ائمه٬ آنگاه که گوید: «هر چه رفت بدین دور یا حادث خواهد شد به دور آن که این حدیث بخواند همه سخن از اوست و از خیر و شر و بدو نسبت باید کرد.» و اما وصف آن نقش به ایجاز آورده است٬ چه مردمان دور را اشارتی بسنده میبود٬ گو که از خم طرهای میگفت یا نمیگفت٬ اما راقم این دور پوستباز کرده و به شرح خواهد گفت٬ چه سکه سخن را هر دوری به نامی میزنند٬ مصلحت خلق را٬ که سخن بوالمجد یا بوالفضلی بدان طرز و تکلف٬ و آن ایجاز و صناعت٬ و آن همه تلمیحات و ملمعات هیچ عاقلی نخرد. و این طرز که ما خواهیم نهاد به ضرورت احتمال ابنای زمانه است، گو که راوی این دور ما باشیم یا نه. و از پس ما راویان هر دور خود دانند که این حدیث چگونه بایست گزارد و هر قصه به چه طرز بایست نوشت. پس ابتدا کنیم به وصف آن نقش و آنگاه بر سر قصه خواهیم شد، و او بهترین است به جمال و جلال و نطق.»
Finding high-quality digital editions shouldn't be a challenge. With instant access to our curated library, you can start your journey with Aftermath immediately. Whether on your phone, tablet, or e-reader, the story of Raleigh's life is presented in a format designed for modern readers.
To get started finding حدیث مرده بر دار کردن آن سوار که خواهد آمد, you are right to find our website which has a comprehensive collection of titles listed. Our library is one of the most comprehensive resources for free digital reading materials, providing verified and safe content for book lovers worldwide.
36,114 currently reading
152,889 want to read
Sponsored
Sponsored
Book details & editions
| ISBN | 9644486994 |
| Publisher | نیلوفر |
| Publication date | April 1979 |
| Language | PER |
| Pages | 71 pages |
| Reading Options | PDF · EPUB · Mobi |
Sponsored
Sponsored
Ratings & Reviews
5 ★
81.4%
4 ★
14.6%
3 ★
3%
2 ★
0.6%
1 ★
0.4%
4.76
BlueReads Choice
Sponsored
Write a Review
Community Reviews
Sort by: